» » » کشته مرده!
{poster_avatar}

کشته مرده!

تو را آن دشمن خونريز كشته

و با شمشير زهرآميز  كشته


مرا اما،پس از تو، زنده ماندن-

میان "مرده های ميز" ،كشته!

توسط: غفاری | در تاریخ: (12-08-1392, 13:27)
تعداد نظرات: (11)
محمد نجفی نوکاشتی
توسط: محمد نجفی نوکاشتی در تاریخ: 15:18 12-08-1392

عرض ادب جناب غفاری

بار دیگر عرض می کنم حضور شاعر توانایی چون شما در جمع این سایت مایه مباهات هست

اسم شما به خودی خود وزنه ای هست برای سایت و امیدوارم که بتونیم از حضورتون استفاده کنیم

 

سروده ی زیبایی بود مثل همیشه. با این حال حس می کنم در "مرده های میز" باید یک استعاره ای موجود باشه که ذهن بسته بنده نتونست تشخیص بده... که در صورت باز کردن خواهم آموخت از شما

آرزوی موفقیتgol


پاسخ                
صراف غفاری
توسط: غفاری در تاریخ: 16:03 12-08-1392

سلام جناب نجفی نوکاشتی عزیز

از محبت و مهربانی شما بسیار سپاسگزارم.

در مورد "مرده های میز" اگر مشکلی در انتقال باشه -که هست - صد در صد از شعر هست

و نه از مخاطب، آن هم فرهیخته ای چون جنابعالی...

محدویت قالب از یک سو  و نا توانی سراینده از سوی دیگر دست به دست داده و این

مشکل را به وجود آورده. باید خود "شعر" جواب میداد و نه "شاعر"!

در هر حال:

در مورد "میز" اصطلاحات زیادی در جامع وجود دارد مثل:

"پشت میز نشین=رئیس،


پاسخ                
ثمره شیدایی
توسط: گمشده در تاریخ: 18:27 12-08-1392

درود استاد غفاری

 

چه بیان شیوایی از یک حس ناخوشایند!

 

آموختم

 

حقیرترین، گمشده


پاسخ                
صراف غفاری
توسط: غفاری در تاریخ: 12:02 13-08-1392

نقل قول: گمشده
درود استاد غفاری
 
چه بیان شیوایی از یک حس ناخوشایند!
 
آموختم
 
حقیرترین، گمشده

 

سلام بر بانو شیدایی گرامی

از حضور و نگاه پرمهر شما سپاسگزارم

در پناه حق پایدار باشید. gol


پاسخ                
فرهاد قلی زاده
توسط: فرهاد قلی زاده در تاریخ: 19:23 21-08-1392

عالی بود لذت بردم


پاسخ                
صراف غفاری
توسط: غفاری در تاریخ: 15:06 22-08-1392

نقل قول: فرهاد قلی زاده
عالی بود لذت بردم

درود جناب قلی زاده عزیز

از حضور و نظر لطف شما سپاسگزارم

پایا باشید. gol


پاسخ                
حسین توسطی
توسط: حسین توسطی در تاریخ: 08:45 26-08-1392

درود بر شما  gol



--------------------

پاسخ                
حسین توسطی
توسط: حسین توسطی در تاریخ: 05:39 27-08-1392

تو را یا دشمن خونريز كشته

و یا شمشير زهر آميز کشته

اگر بینی پس از تو زنده ماندم

مرا هم عشق پشت میز کشته
--------------

جناب استاد غفاری گرامی درود بر شما ...؛

در پیشگاه شما و جناب نوکاشتی می آموختم که جسارتم بدینجا کشید

دل شاعرتان شرشار از عشق

باز هم به بزرگی خود عفو فرمایید

gol



--------------------

پاسخ                
صراف غفاری
توسط: غفاری در تاریخ: 11:02 27-08-1392

سلام جناب توسطی گرامی

خوشحالم که خواست، توان و تلاش پیگیر مدیریت محترم سایت لوجنگ

بخصوص جناب نجفی نوکاشتی عزیز باعث شد که این سایت با"توجه و پرداختن

به نقد اشعار " یکی از سایت های "جدی در زمینه ادبیات" باشد. جنابعالی بهتر

از بنده واقفید که یکی از مشکلات سایت های ادبی توجه بیش از حد به کمیت

و غفلت از کیفیت اشعار است که باعث " گم شدن اشعار خوب و جدی در انبوه

شعر های ضعیف و شبه شعر ها و در نتیجه عدم اقبال شاعران مطرح" به اینگونه

سایت ها شده است.با این مقدمه طولانی تر از متن! می خواستم عرض کنم که

نقد و نظر دادن در مورد سروده های شاعران نه تنها بد نیست بلکه بسیار کار خوب

و پسندیده است.که از یک طرف باعث آگاهی سراینده از نظر واقعی مخاطبین اشعارش

می شود و از طرف دیگر "شاعران نوپا" با تعریف و تمجید های بی دلیل، گمراه نشده

و سال ها "درجا" نمی زنند و....

ترکیب "عشق پشت میز" رساتر از "مرده های میز" هست. ولی قبول دارید که

سروده شما"حس دیگری" را القا می کند که مورد نظر سراینده نبوده.در هر حال

از توجه شما بسیار متشکرم.

پایا باشید. gol

 


پاسخ                
حسین توسطی
توسط: حسین توسطی در تاریخ: 20:07 27-08-1392

 درود مجدد بر جناب غفاری بزرگوار ...؛
 فرموده های وزین تان بسیار متین است

به فرموده ی حضرت حافظ :

ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

یا محتشم میفرماید :

گنجشک را چه طاقت در عرصه‌ای که آنجا
گرم شکار گردد سیمرغ کش عقابی

 

و خداوندگار سخن میفرماید

 

 

رستم از این نفس و هوا زنده بلا مرده بلا

زنده و مرده وطنم نیست بجز فضل خدا

رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل

مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا

قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر

پوست بود پوست بود درخور مغز شعرا

 

و الخ ....


باشد تا عذر جسارت این ناپخته را پذیرا شود

gol



--------------------

پاسخ                
صراف غفاری
توسط: غفاری در تاریخ: 15:01 30-08-1392

نقل قول: hesseto
 درود مجدد بر جناب غفاری بزرگوار ...؛
 فرموده های وزین تان بسیار متین است

به فرموده ی حضرت حافظ :

ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

یا محتشم میفرماید :

گنجشک را چه طاقت در عرصه‌ای که آنجا
گرم شکار گردد سیمرغ کش عقابی
 
و خداوندگار سخن میفرماید
 
 
رستم از این نفس و هوا زنده بلا مرده بلا

زنده و مرده وطنم نیست بجز فضل خدا


رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل

مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا


قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر

پوست بود پوست بود درخور مغز شعرا
 
و الخ ....



باشد تا عذر جسارت این ناپخته را پذیرا شود

gol

درود جناب توسطی بزرگوار

همانطور که بار ها عرض کرده ام انتقاد حق مخاطب هست

و هیچ شعری "وحی=کلام خداوند" نیست که بی عیب و نقص باشد

بلکه کلام "شاعر=انسان" است و.....

این "خودشکنی" نشانگر "بزرگواری" جنابعالی ست

در پناه حق پایدار باشید. gol


پاسخ                

می خوام یک نظر جدید ثبت کنم

dev-iconبرترین ها
vote-iconآخرین کاربران
vote-iconآمار سایت
+0  
مطالب: 858
+0  
نظرات: 2853
+0  
کاربران: 233

مدیران کل: 1
مدیران سایت: 1
اعضای ویژه: 4
انتظار تایید: 1
کاربران: 225

آمار کاربران:
امروز: 0
دیروز: 0
این هفته: 0
این ماه: 0

مجموع آنلاین ها : 5
0   1   4
crawl Bot
vote-iconشماره پیامک سایت

شماره پیامک سایت
2220 6000 20 5000
تبلیغات