» » وزن های دوری
{poster_avatar}

وزن های دوری

وزن های دوری

وزن هایی که تناوب آنها کامل است اوزان دوری را پدید می‌آورند حال مشخصات آنها را از قول دکتر وحیدیان کامیار نقل می کنیم:
۱- وزن دوری از ارکان متناوب درست می‌شود نه از تکرار یک رکن ، مانند وزن بیت " بارغمش می‌کشم از همه عالم خوشم / گر نکند التفات یا نکند احترام." که از تناوب مفتعلن و فاعلن درست شده است.
۲- بعد از پاره‌ی اول هر مصراع وقفه یا مکثی بالقوه یا بالفعل هست چنان که در شعر فوق بعد از " بارغمش می کشم" و" گر نکند التفات"مکثی می توان کرد.
۳- هجای پایانی نیم مصراع های اول ( مثل هجای پایانی مصراع ها ) همیشه بلند است.اما به جای آن می‌تواند هجای کشیده یا کوتاه بیاید . به عبارت دیگر هجای کشیده یا کوتاه در پایان نیم مصراع ها ی اوزان دوری برابر با هجای بلند است لذا همیشه آن را با علامت هجای بلند نشان می‌دهیم .
۴- هجاهای هر مصراع( اعم از کوتاه یا بلند) زوج است و معمولا هر نیم مصراع هفت یا پنج هجا دارد.

به عبارت دیگر در اوزان دوری ارکان عروضی آن باید به صورت متناوب ذکر شود، یعنی به اصطلاح «متناوب الارکان» (16) باشد نه «متفق‌الارکان» ، زیرا در اوزان دوری غالبا کلام در پایان پاره تمام می‌شود و می‌توان در مصراع مکث کرد، اما چنین وضعی در بحور، «متفق‌الارکان» اتفاق نمی‌افتد . وزن عروضی بیت مذکور «مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن» است .

ولی در بیتی دیگر از حافظ می‌بینیم که کلام در وسط مصراع پایان نمی‌یابد:

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر افشانیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

چون وزن شعر متفق‌الارکان است، یعنی در هر مصراع چهار بار «مفاعلین» تکرار شده و اگر مصراع اول به دوپاره (نیم مصراع) تقسیم کنیم، کلام تمام نیست:

ب یا تا گل ب رف شانی م می در سا غ رن دا ز یم

u _ _ _ u _ _ _ u _ _ _ u _ _ _
مفاعلین (م فا عی لن) مفاعلین مفاعلین

دکتر خانلر‌ی سی‌دو وزن دوری در بحور مختلف معرفی کرده که در میان آنها وزن هایی هست که شانزده هجایی هستند یعنی هر نیم مصراع هشت هجا داردکه ما اینجا پر کاربرد ترین آنها را برا یتان نقل می کنیم.

۱- مفعول مفاعیلن ׀׀مفعول مفاعیلن [ = مستفعل مفعولن׀׀مستفعل مفعولن ] هزج مثمن اخرب
توجه ، دو خط عمود موازی در میانه‌ی مصراع علامت دوری بودن وزن است.

وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان ها * بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان ها
سعدی

۲- فعلات فاعلاتن ׀׀فعلات فاعلاتن - رمل مشکول
بسم از هواگرفتن که پری نماند و بالی * به کجا روم زدستت که نمی دهی مجالی

۳- مفعول فاعلاتن ׀׀ مفعول فاعلاتن [= مستفعلن فعولن ׀׀ مستفعلن فعولن] مضارع اخرب
ای باد بامدادی خوش می روی به شادی * پیوند روح کردی پیغام دوست دادی
سعدی

۴- مستفعلن فع ׀׀ مستفعلن فع [= فع لن فعولن ׀׀ فع لن فعولن] متقارب اثلم
چندان که گفتم غم با طبیبان * درمان نکردند مسکین غریبان
حافظ

۵- مفاعلن فاعلن ׀׀ مفاعلن فاعلن - هزج مقبوض مرفوع
جهان فرتوت باز جوانی از سر گرفت * به سر زیاقوت سرخ شقایق افسر گرفت 

توسط: محمد نجفی نوکاشتی | در تاریخ: (23-01-1392, 21:19)
تعداد نظرات: (2)
احمدرضا توجهی
توسط: ahmadrezatavajjohi در تاریخ: 21:38 23-01-1392

درود و عرض ادب خدمت برادر و معلم عزیز و بزرگوارم

 

بسیار عالی و آموزنده

 

سپاس گزارم از آموزش زیبایتان

 

و مانند همیشه بسیار بسیار آموختم

 

یا علی مدد

 

التماس دعا

 

در پناه یزدان پاک gol


پاسخ                
مجتبی خرسندی
توسط: مجتبی خرسندی در تاریخ: 12:19 27-05-1392

سلام

ممنونم از لطف بی دریغ تمام اساتید عزیز

بسیار عالی

درپناه خدا محفوظ وسلامت باشید

یاعلی(ع)مدد...


پاسخ                

می خوام یک نظر جدید ثبت کنم

dev-iconبرترین ها
vote-iconآخرین کاربران
vote-iconآمار سایت
+0  
مطالب: 858
+0  
نظرات: 2853
+0  
کاربران: 233

مدیران کل: 1
مدیران سایت: 1
اعضای ویژه: 4
انتظار تایید: 1
کاربران: 225

آمار کاربران:
امروز: 0
دیروز: 0
این هفته: 0
این ماه: 0

مجموع آنلاین ها : 1
0   1   0
crawl Bot
vote-iconشماره پیامک سایت

شماره پیامک سایت
2220 6000 20 5000
تبلیغات